هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

65

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

تحمل اذيت نمايد ، و ديگر « طيب الكلام و اطعام الطّعام » ، نه آن‌كه خود را به زحمت اندازد و مكفّا شود ، و هرروزه با « حمله دار » و « مكفّاچيان » آغاز « نزاع » و « طرح دعوا » نمايد و محض صرفه شراكت كنند و بر سر سفره و چاى ، حساب نيم لقمه و يك فنجان ، كلمات « مستهجن » بگويند و بشنوند . و ديگر اسباب « تفاخر » و « تكاثر » و « زينت متكبرين » بر خود قرار ندهد ، و بهتر و پاكيزه‌تر لباس خود را بپوشد ، مخصوص در « مشاهد مشرفّه » ؛ نه آن‌كه لباس كثيف ، كه بوهاى بد مىدهد و موجب بىاحترامى خود و محرم است ؛ چنان‌كه مرسوم بعضى حجّاج روستايى و دهقان‌هاست كه آغايان حرم به آنها اذيت مىنمايند ، چرا كه در خانهء كدخدا هم [ كه ] باشد ، به اين قسم راهش نمىدهند ، اين‌جا [ كه ] خانهء خداست . به « ابراهيم » و « اسماعيل » چنان‌كه فرموده : « طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ « 1 » » ؛ [ و ] به « نبى خاتم » فرموده - محض سرمشق تو - « وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ « 2 » » ؛ و نعلين هستى بگذارد ، تا چه رسد كه كفش خود را براى يك پول به كفشدار ندادن ، در حرم خدا و رسول برند : « فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً « 3 » » . و به همان قسم كه [ به ] دربار همايونى بايد مشرف شد ، عجز و انكسار و خضوع و خشوع را زياد نمايد ، نه آن‌كه كلاه را كج بر سر نهند و بر سر « خدا » و « رسول » منّت گذارند و نگاه ننمايند ، جز به رعونت و جواب سلام نگويند مگر به خشونت از مردم بخواهند و متوقع باشند « عبوديت » و « بندگى » نمايند جناب « آقا » را ، زيرا كه دو اسبه سوار مىشوند و فخرّيه بر بندگان خدا مىنمايند كه ما صاحب خانه و الاغيم و زراعت و باغ داريم ، ممنون من باشيد ، چراكه من پول دارم و از « حلال » يا « حرام » اندوخته و سرمايه ساختم . [ بيت ] تا كِى اين باد كبر و آتش خشم * شرم بادت كه قطرهء آبى راست گفتى : « اغلب النّاس دينهم دنانيرهم » ؛ ولى « لسان الغيب » فرموده [ است ] : قدم مَنه به خرابات ، جز به شرط ادب * كه ساكنان درش محرمان پادشهند

--> ( 1 ) . سورهء حج - آيه 26 . ( 2 ) . سورهء مدثر - آيه 4 . ( 3 ) . سورهء طه - آيه 12 .